سفارش تبلیغ
صبا ویژن

زندگی روی خط تعادل

بیستم

    نظر

بیست روز گذشت و راه به نیمه رسید و من .........

باید تفکر کنم تفکری که از هزار سال عبادت برتر شمرده شده. باید فکر کنم تا خودم را از این چاله بکشم بیرون. توی هر راهی چاله زیاده و وقتی آدم خواسته یا ناخواسته توش افتاده باید هر چه زودتر یه راهی پیدا کنه خودش رو بیرون بکشه وگرنه به چاله نشینی عادت می کنه.

من سالها توی چاله ها موندم. حساسیتم که شاید واقعا هم بی مورد نباشه چون نه تنها به رفتار دیگران به خودم حساسم بلکه به رفتار خودم به دیگران هم دقت دارم. اما باید راهی پیدا کنم که این حساسیت تبدیل به زندان من نشه. یادم بمونه که باید به بیست روز آینده نگاه کنم محکم به جلو برم. همین امروز از چاله درمیام همین امروز کینه ها رو فراموش می کنم و از همین امروز باید یادم باشه که دور و بر فکرهایی که کینه ها را به یاد میاره نچرخم.

یک نفر هست که تحریکاتش باعث شعله ور شدن کینه من میشه و چون اصلا اهل منطق نیست راه حل پیدا کردن آسون نیست. اما برای هر مسئله ای راه حلی هست . چقدر خودم را در امتحانات شکسته خورده حس می کنم............ هر چله مسئله ای پیش اومده که من شکست خوردم. حیف و افسوس

کاش بتونم راه حل پیدا کنم