سفارش تبلیغ
صبا

زندگی روی خط تعادل

بیست و هشتم

    نظر

روز بیست و هشتم هم به پایان می رسد.

الحمدالله رب العالمین

وقت زیادی را با دخترم می گذرانم اما باز هم راضی نیستم. یعنی حالا حالاها باید تمرین کنم. یه وقتهایی کم می آورم عصبانی می شوم. حالم مثل قدیم ها نیست اما خوب باید خیلی بهتر از اینها باشم.

اگر بتوانم مقایسه نکنم و غر نزنم خیلی موفق خواهم بود .... بگذریم

صبح ها وقت نمی شود مراقبه کنم و خیلی حیف است...... واقعا خیلی دوست دارم دوباره مرتب مراقبه کنم فردا باید شروع کنم.

 

برای اینکه به دخترم نزدیک تر بشوم این مدت یک فعالیت را به طور منظم با هم ادامه می دهیم. دیروز دوستی می گفت اعتماد به نفس بچه ها تا هفت سال شکل می گیرد و شاید قسمت اعظم آن تا سن یک سالگی. برای همین است شاید بازگرداندن این اعتماد به نفس اینقدر سخت و نفس گیر باشد. ناامید نیستم. تمام تلاشم را می کنم. تا بتوانم .

شاید قبلا نوشته باشم اما باز هم تکرار می کنم سعی کرده ام که هر چند وقت یک بار یک عادت خوب به عادتهای دخترک اضافه شود. مثلا اینکه این یک مدت تمرین کردیم که بعد از بیدار شدن از خواب تختش را مرتب کند. یا این هفته دائما با هم تمرین کردیم که قبل از بیرون رفتن از خانه دقت کند که آب همراهمان ببریم. خیلی دوست دارم کاری کنم که آرمتر باشد و تمرکزش بیشتر باشد اما هنوز ایده ای ندارم.