سفارش تبلیغ
صبا

زندگی روی خط تعادل

روز ششم

    نظر

روز ششم هم به پایان رسید.

خوشحالم.

روزها گر رفت گو رو باک نیست              تو بمانی ای که چون تو پاک نیست

اینجا می نویسم که یادم بمونه یک زمانی اینقدر حالم خوب بوده. یادم بمونه که ممکنه که آدم اینقدر عمیق آرام و شاد باشه. اینجا می نویسم که این حال خوب بهایی داره که گران و دست نیافتنی نیست اما هر لحظه و هر جا باید مراقبش بود و هیچ وقت ازش غافل نشد.

خدایا چرا اینقدر غافلانه خودم را از این حال محروم می کنم. چرا هر بار با یک اتفاق کوچیک هی دور و دورتر می رم تا جایی که توی یک جنگل تاریک و سیاه گم می شم. همه انحرافها حالا چه فکری باشه چه رفتاری و اخلاقی و چه دوری از خداوند با یک قدم کوچیک شروع می شه. یک قدم خیلی خیلی کوچیک. اگر حواست نباشه و برنگردی به مسیر می بینی همون یک قدم کوچیک تو رو برده به جایی خیلی دور با قدمهای بعدی...............

از نصیحت کردن بدم میاد از اینکه با اینهمه نقصی که حداقل خودم از خودم سراغ دارم بخوام به دیگران درس درست زندگی کردن بدم. اما حیفم میاد که توی این حال خوب دیگران را شریک نکنم. توی این حال خوب که با چند تا نکته ساده به دست میاد و البته متاسفانه اگر متصل نباشه از بین می ره

1- همه چیز در دستان مهربان خداونده. هیچ ترسی نیست هیچ تاریکی نیست هیچ غمی و هیچ مشکلی نیست تا او هست

2- گذشته رفته و هیچ وقت بر نمی گرده پس ببخشش دوستش داشته باش و اگر نمی تونی دست از سرزنش کردن و غصه خوردن بردار و بهش فکر نکن. آینده نیامده و هیچ کس هم نمی داند که آیا قرار است بیاید یا اگر آمد چه اتفاقهایی قرار است رقم بخورد. پس نترس شاد باشد امیدوار باشد همین ثانیه های الان آینده را می سازد. در زمان حال حضور داشته باش و برای آینده از خداوند یاری بخواه.

3- هر آدمی باید یک زنگی داشته باشه که آگاهش کنه داره اشتباه می کنه یا خیر. زنگ من اینه که وقتی آرام و شاد نباشد یعنی یک جای کار می لنگه. اگر غصه می خورم، اگر می ترسم، اگر مضطربم، اگر ناامیدم اگر حسادت می کنم و به روزی خودم راضی نیستم اگر راضی نیستم مطمئنا دارم اشتباه می کنم. هییییییییییییچ غمی تا وقتی خداوند هست معنا نداره. نه اینکه انسان بی تفاوت باشه و اصلا در برابر هیچ اتفاقی واکنش نشان نده. بلکه در وقت غم در وقت غصه و تنهایی و نا امیدی فقط به یاد خدا باشه و بدونه که او می تونه برطرفش کنه. یادم باشم این حالتها اومدن که من رو بزرگ کنن و برن. اینها امتحانهایی هستند که برای قبول شدن من اومدن. ماندگار نیستن.