سفارش تبلیغ
صبا

زندگی روی خط تعادل

عادت کن در کارها پشتکار داشته باشی

    نظر

همیشه به اینجاهای کار که می رسم سست اراده می شم. رخوت و تنبلی می خواد که برگرده. یه صدایی توی سرم اشتباهاتم رو می شمره تا منو دلسرد کنه می گه نمیشه این همه تلاش می کنی به نمازهات دقت می کنی، سعی می کنی خوب باشی اما باز هم سر بزنگاه همون اشتباهات همیشگی ... صدا میگه اگر می خواست عوض بشه می شد تو همه تلاشت را کردی.

من دیگه به اندازه کافی از این صداها شنیدم. می دونم هر وقت که کارها خوب خوب پیش می ره یه امتحانی در راهه و من نباید خودم را ببازم. اسم این حالت را گذاشتم حالت کش. وقتی آدم می خواد عادتهاش را عوض کنه مثل این می مونه که بخواد یک کش را بکشه. همین که دستش شل بشه کش بر می گرده سر جای خودش و باید دوباره کشید. رفتارها هم دقیقا همینطور هستند. مثل کش، همین که کمی حواسپرتی کنی کمی جابزنی و فراموش کنی با سرعت زیاد بر می گردند همان نقطه اول. فقط تنها زمانی که کش را بتونی برای مدت زیادی در همان حالت نگه داری یا وقتی سعی کنی اگر برگشت سر جاش دوباره بکشی  می تونی پیروز بشی. و من می خوام که پیروز بشم. به خودم میگم وقتی که توی مسیر درست داری قدم می زنی همون مسیری که با آفرینش سازگاره همه نیروها میان به کمکت. اشتباهات هم قسمتی از همین یادگرفتنهاست. دلسرد نشو. نذار پشتت باد بخوره باز ادامه بده.............

دارم روحیه پشتکار داشتن را تمرین می کنم. دارم کاری را به طور منظم و مرتب انجام می دم. از دیروز یه وقفه ای بهش افتاده. اومدم تنبلی کنم و هزار تا دلیل بیارم یاد اینجا افتادم گفتم بیام بنویسم تا ذهنم منظم بشه. حالا با انرژی و روحیه می رم که ادامه بدم و حتی اون وقفه را هم جبران کنم................


با بچههامون مهربون باشیم

انشالله می خوام از این به بعد تجربیاتم رو درباره رفتار مهربان با بچه‌ها بنویسم. هدفم روش‌هایی هست که کمک می‌کنه مادر آرام و با انرژی باشه و با فرزندش رفتاری به دور از عصبانیت و بی حوصلگی داشته باشه. خیلی از این چیزها را من به مرور زمان یادگرفتم یا از دیگران دیدم و بعد عملی کردم. از اولش کامل نبودم و زیاد اشتباه کردم. سالهای اول خیلی  با بچم عصبانی بودم، سرش داد زدم، بی حصوله بودم، برای بازی و کارهای مورد علاقش اونقدر که الان دوست دارم وقت نداشتم تنها به این دلیل که اولویتهام توی زندگیم خوب مشخص نکرده بودم. تنها به این دلیل که روشهای درست بچه‌داری را بلد نبودم. خدا روشکر الان اوضاع خیلی بهتره دیگه مادر صفر کیلومتر دیروز نیستم. رابطه ام با بچم خوبه حتی در بعضی موارد عالییییییییییییه. اما خیلی وقتها آرزو می کنم کاش زمان به عقب بر میگشت من مادر خیلی بهتری می بودم. بیشتر مهربونی می کردم، اصلا عصبانی نمی‌شدم، آرامش بیشتری به بچم می بخشیدم......... اما گذشته بر نمی گرده اینجا می نویسم و از ته ته دلم آرزو می کنم باعث بشه کسایی که اینجا رو می خونن کیفیت بچه‌داریشون بهتر بشه، اونقدر خوب و عالی بشه که از یادآوری کودکی بچشون غرق شادی و آرامش بشن و افسوس و حسرت نخورن.

اگر مادر هستین یا قصد دارید مادر بشید بدونید بچه‌ها اولویت اول زندگی شما هستند. هیچ چیزی و هیچ کسی بالاتر و بهتر و مهمتر از اونها توی زندگیتون نیست. از همه مهمتر اینکه غیر از شما هیچ کس توی این دنیا نمی تونه برای بچتون مادری کنه. معنی حرف من فقط اهمیت بچه است معنیش این نیست که از همه کار و زندگی و لذت خودتون بزنید و مادری کنید. مطمئن باشید در این صورت مادر خسته و منزوی خواهید شد. تنها خودتون صلاح زندگیتون رو می دونید. نوشته‌ها و تجربیات دیگران رو بخونید فکر کنید به زندگی خودتون و شرایطتون نگاه کنید و تصمیم بگیرید.

اینجا من سعی می کنم روش‌های خیلی ساده و کوچیک را برای فرزندپروی با آرامش و توام با مهربانی آموزش بدم. موضوعات ترتیب خاصی نداره اما سعی می کنم موضوعی دسته بندی کنم که پیدا کردنش راحت باشه.

موضوع: مهمانی با بچه کوچک

خیلی وقت‌ها علت بی حوصلگی‌ها، عصبانیت‌ها و خستگی‌ها با رعایت اصول ساده و به ظاهر بی اهمیت حل می‌شه. یکی از شرایطی که مادر را خسته و کلافه می‌کنه وقتی هست که باید با یک بچه کوچیک به مهمونی بره. جایی که چیدمانش مثل خونه خودش نیست، محیط برای بچه جدید و جذابه، احتمالا شلوغه یا بچه‌های دیگه ای هستن، خلاصه خونه خود آدم نیست که خیلی مثل همیشه رفتار بکنه. 

معمولا مامانها قبل از رفتن به مهمونی به اندازه کافی خسته میشن، آماده شدن، آماده کردن بچه، چک کردن وسایل و مخصوصا تنظیم کردن خواب و خوراک بچه. بنابراین باید یک راهکارهای کلی داشته باشند تا خستگی را به حداقل برسونن. یکی از این راه حلها ساک مهمانی هست.

یک ساک متوسط آماده کنید. این ساک را در گوشه‌ای از کمد همیشه آماده داشته باشید و اسمش را بذارید ساک مهمانی، هر وقت که میرید پیک نیک، مهمونی، خرید یا مسافرت ساک مهمانی را بردارید و بعد از برگشتن همه وسایلش را مرتب کنید و دوباره به گوشه کمد منتقل کنید.

وسایل داخل ساک

- دو یا سه عدد پوشک

- یک پستانک

- یک شیشه ی پلاستیکی شیر

- 2 عدد پیش بند

- دو دست لباس راحت

- یک حوله کوچک

- یک دستمال تمیز پارچه ای (پارچه‌ای مخصوص که قدیمترها به جای پوشک بچه استفاده میشد)

- یک بسته دستمال کاغذی کوچک

-یک بطری پلاستیکی شامپو ( بطری باید خالی باشه و دربش محکم باشه )

- یک اسباب بازی کوچک یا کتاب

- تشک یا پارچه غیر قابل نفوذ برای تعویض پوشک

- یک پتوی سبک و کوچک مخصوص کودک

- هر وسیله‌ای که کودک به اون وابسته است برای خواب یا وقت بهانه‌گیری

- یک ظرف غذای کوچک در دار.

 

همین کیف به ظاهر ساده و بی اهمیت موقع مهمانی خیلی از مشکلات را حل می کنه. خیلی مهمه که کیف از قبل آماده باشه کلی توی وقت و انرژی مادر صرفه جویی میشه. اگر قرار باشه همه کارها دقیقا موقع رفتن به مهمونی انجام بشه احتمال فراموش کردن زیاده و حتما خستگی میاره.

نکات مهم در مهمانی رفتن با بچه‌ها

- ساعت غذا :یادمون باشه وقتی می ریم مهمونی برای اینه که به خودمون و مخصوصا بچمون خوش بگذره. بنابراین از هر رفتار تنش زایی دوری کنید. اگر ساعت غذای بچتون تغییر کنه بداخلاقی می کنه پس منتظر این نباشید که توی مهمونی غذا بخوره. از قبل یک خوراکی ساده مثل موز داشته باشید وقتی گرسنش شد سیرش کنید. نگران نباشید که از غذای مهمونی نخورده. در عین حال برای بچه شخصیت قائل باشید. یک ظرف کوچک همراهتون هست از میزبان خواهش کنید کمی از غذا براتون بذاره تا بچتون توی خونه بتونه از اون غذا بخوره و لذت ببره.

- ساعت خواب: یادمون باشه ما باید خودمون رو با بچه تنظیم کنیم. از یک بچه کوچک نمیشه انتظار داشت مطابق دل ما رفتار کنه چون نمی تونه. بنابراین وقتی دارید برای رفتن به جایی قول می دید حتما تنظیم کنید بعد یا قبل از ساعت خواب بچتون باشه نه دقیقا موقع خوابش. مسلمه که بچه کلافه میشه و تنها زبانش گریه است.

- مقایسه ممنوع: بچه ها باهم متفاوت هستن. بعضی بچه ها کمتر گریه می کنن زود می خوابن، بهانه نمی گیرن آروم هستن. بعضی بچه ها نه. بعضی بچه ها توانایی کنترل هیجاناتشون رو ندارن توی مهمونی جیغ می کشن بچه های دیگه رو هل میدن زود خسته میشن. اما این فقط بستگی به شرایط جسمی و روحیشون داره. اگر خیلی کوچک هستند اصلا ربطی به تربیتشون نداره. پس اگر بچتون مطابق نظر شما رفتار نکرد ناراحت نشید غمگین نشید و اصلا به عکس العمل و نظرات دیگران توجه نکنید. چون در اینصورت حتما آماده باشید که دیر یا زود عصبانیتتون رو سر بچه بیچاره خالی کنید و بعد پشیمون بشید.

- مهمانی جای ادب کردن نیست: اگر بچتون رفتارها و عادتهای نادرستی داره و همه رو کلافه و خسته می کنه، مشکل را ریشه یابی کنید. بعضی وقتها فقط ریشه جسمی و روحی داره، بی خوابی، مریضی، درآمدن دندان و... پس حتما مراعاتش را بکنید. یادتون باشه فقط شما پناهش هستید نذارید نظرات دلسوزانه حتی نزدیکانتون شما رو از راه به در کنه و باعث بدرفتاری با بچتون بشه . با بچتون خیییییییییلی مهربونی کنید و خسته نشید. اما اگر مربوط به تربیت بچه است باز هم در مهمانی فقط مراعاتش را بکنید هیچ وقت جلوی دیگران سر بچتون داد نزنید، دعواش نکنید. با بچه مثل یک آدم بزرگ رفتار کنید براش حرمت و شخصیت قائل باشید. بدونید اگر حرمتش را جلوی دیگران بشکنید دیگران هم به خودشون جرات می دن باهاش نامهربون رفتار کنن. حتی اگر بچه دیگه ای رو زد . خونسردی خودتون رو حفظ کنید حرف و رفتار بدی از خودتون نشون ندید. صداتون را ببرید بالا و محکم بهش بگید خیلی کارت بد بوده. باعث شدی فلانی را ناراحت کنی. کارت خلی زشته. بعد بذاریدش یه گوشه و از بچه ای که آسیب دیده دلجویی کنید. بعد ببریدش توی خلوت سعی کنید از دیگران جداش کنید و چند دقیقه ای با همدیگه دور از چشم دیگران باشید. بهش بگید از دستش ناراحتید و کارش خوب نبوده. اما تعادل را نگه دارید. بعد که اوضاع آروم شد دیگه هی بهش یادآوری نکنید و قضیه را بزرگ جلوه ندید.وقتی برگشتید خونه ببینید کجای تربیتتون اشتباه است برنامه ریزی کنید برای برطرف کردنش.

- حواستون به پوشک بچه باشه. یادتون باشه نذارید پوشک بچه بیش از حد پر بشه چون عوض کردنش برای خودتون خسته کننده میشه. حتما تشک تعویض پوشک همراهتون باشه. من بارها این منظره که بچه روی فرش خوابیده و دارن پوشکش را عوض می کنند دیدم. برای میزبان مسلما خوشایند نیست اما مهمتر اینه که برای بچتون اهمیت قائل باشید. یک تشک کوچک نه قیمتی داره و نه وزن زیادی. پس فراموشش نکنید. در ضمن بعضی بچه ها موقع تعویض هم ممکنه ادرار کنن و اونوقت شرمنده میزبان میشید. تمیز و مرتب بودن رو بچه ها از رفتارهایی که باهاشون می کنیم یاد می گیرن.

- تا جایی که می تونید خوش بگذرونید و این بدون پایین آوردن درجه حساسیتتون امکان پذیر نیست.


روز اول دوستی با خدا

    نظر

روز از نو روزی از نو

من اونقدر ادامه میدم اونقدر چهل روز چهل روز تمرین می‌کنم اونقدر زمین می خورم و بلند می شم تا بتونم به هدفی که دارم برسم.

امروز روز تازه ایه دوباره شروع کردم. الان قادر به انجام کارهایی هستم که یک روز آرزوی محالی بودن. دارای خصوصیاتی شدم که همیشه از دیدنش در دیگران به حالشون غبطه می‌خوردم و حالا من دارم بهشون می‌رسم. هنوز راه زیادی در پیشه. هنوز خیلی رفتارها هست که دوست ندارم مال من باشه ازشون بیزارم از داشتنشون شرمسارم. هنوز یه صفت هایی هست که دوست دارم من صاحبشون باشم و مال خودم باشن و هیچ چیز و هیچ کس نتونه اونارو ازم جدا کنه. برای همین ادامه میدم با پشتکار و با ایمان. تا هر آنچه که خواستنی نیست رو دور بریزم و هر آنچه که لازمه رو به دست بیارم.

خیلی وقتها با خودم گفتم نوشته های من دیگه هیچ مخاطبی نداره و فقط و فقط مثل یه دفترچه خصوصیه برای همین خیلی سعی نکردم برای مخاطب بنویسم. اما یه وقتهایی پیامهایی توی خصوصی دریافت می‌کنم که منو غرق شادی و شکرگزاری میکنه. با خودم میگم یعنی واقعا نوشته من تونسته یک نفر رو تحت تاثیر قرار بده؟ یعنی یک نفر با خوندن اینها تصمیم تازه ای برای زندگیش گرفته؟ خدا رو از ته دلم شکر میکنم. دعا می کنم برای همه کسایی که تازه شروع کردن. دعا می کنم برای بهبود اوضاعشون برای تصمیمات تازه شون........

از این به بعد حواسم هست برای آدمهایی هم بنویسم که ممکنه گذرشون به اینجا بیفته. حواسم هست تجربیاتم رو که گاهی به سختی و تلخی به دست اومده اینجا بذارم تا دوباره اون تلخی و سختی توی زندگی کسی تکرار نشه.

 

پ ن: من همه پیغامهایی را که توی خصوصی برام گذاشته میشه میخونم. خیلی خوشحالم که این نوشته ها تونسته موثر باشه. بیایید برای هم دعا کنیم تا قدمهای ما  توی راهی که گذاشتیم محکم و استوار بشه.